
عشق محمد (ص)
بسمه تعالی
میخواهم بگویم عاشقم و معنا کنم بودنم را ، میخواهم بگویم خدایا شکر بر این بی قراری ، میخواهم بگویم شوری که بر تمام وجودم شوق بودن بخشیده ، عشق کار خود میکند ، گلگونی رخسارم آنگاه که با دیدن گل محمدی یا فقط عطر خوش آن ناگاه بر زبانم جاریست سلامی هزار باره و صلوات بر جمال بی مثالش، این اعجاز زندگی من است بی آن هرگز جاری بودن چو آب زلال و رسیدن به دریای بیکران کمال معنا ندارد. و میخوانمت ای هم آیین من ای هم کیش و هم پیمان اینجا عاشقی رسیدن است و بی انتهاست . لبریز هستی و تشنه تر . در نهایت عقل دیوانگی عالمی دارد باز بیخود از خویشم میکند نام زیبایت ای عشق ،
یا محمد…
ای بیدلان نا انسان ، گوهری ناب است ، هرگز کدر هم نمیشود این آیینه تمام نمای هستی …
بر جمال بی مثالش صلوات
طاهره حاجیلو
نسخه قابل چاپ | ورود نوشته شده توسط حاجيلو در 1393/11/01 ساعت 12:46:00 ق.ظ . دنبال کردن نظرات این نوشته از طریق RSS 2.0. |
هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
نظر دهید